جناب آقای دکتر با سلام و عرض تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید و از فعالیت های خودتان بگویید.

به نام خدا و با سلام بنده دکتر فراز مجاب داروساز و متخصص فارماکوگنوزی هستم عضوهیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با درجه استادی و پایه ۲۹ هستم. در این سال ها بیشتر کارهای من آموزشی (کارشناسی ارشد و دکترا) بوده و مقداری هم کارهای پژوهشی  که شامل حدود ۹۰ مقاله در ژورنال های داخل و خارج، ISI، علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی، عضو هیات تحریریه ی تعدادی از مجلات مرتبط با گیاهان داروئی، ارائه ی مقالات متعدد در همایش های داخل و خارج، برگزاری و سخنرانی در همایش های بازآموزی، تعدادی طرح های پژوهشی و پایان نامه های دانشجویی زیادی را نیز مدیریت کرده ام و در دو سه دانشگاه دیگر به عنوان استاد مدعو به تدریس درس های گیاهان دارویی و فارماکوگنوزی و درس های مرتبط اشتغال دارم. در حال حاضر هم دبیر بورد فارماکوگنوزی کشور هستم.

لطفا تعریفی از علم فارماکوگنوزی ارائه داده و بفرمایید که آیا فارماکوگنوزی همان داروسازی گیاهی است یا شامل مسائل دیگری هم می شود؟

فارماکوگنوزی یک معنای یک کلمه ای ندارد. از لحاظ معنای لغوی اگر بخواهیم  کلمه آنرا معنی کنیم، به معنای داروشناسی خواهد بود که با کلمه فارماکولوژی مقداری تداخل معنایی پیدا می کند. داروسازی گیاهی و طبیعی هم معادل جالبی است، اما تعریف فارماکوگنوزی، علمی است که شامل تاریخچه، توزیع، کشت، برداشت، تهیه، تجارت، شناسایی، ارزیابی، نگهداری و مصرف داروها و مواد اقتصادی هست که برای بهداشت و سلامت انسان و حیوان به کار می رود. این تعریفی است که در کتاب ها برای فارماکوگنوزی ذکر شده. اما معادل فارسی خاصی برای آن ارائه نشده و شاید بتوان گفت به معنای آنالیز داروهای گیاهی است هرچند که این عبارت هم زیاد دقیق نیست.

در تعریفی که ارائه فرمودید، به مسائل کشاورزی هم پرداخته شده است. آیا در علم فارماکوگنوزی به این مسائل هم پرداخته می شود؟

در تعریف این مسائل کشاورزی هم آمده اما امروزه در فارماکوگنوزی مسائل کشاورزی کنار گذاشته شده چرا که متخصصان کشاورزی به وفور به این مسائل می پردازند و هیچکدام از فارماکوگنوزیست ها از امر کشت گیاهان دارویی اطلاع چندانی ندارند و بیشتر به جنبه اثرات دارویی، شیمی و قسمت داروسازی آن می پردازیم و مهمترین جنبه علم فارماکوگنوزی، آنالیز و کنترل کمی و کیفی داروهای گیاهی و گیاهان داروئی است.

یک فارغ التحصیل فارماکوگنوزی با سرفصل های درسی که در ایران برای وی تعریف شده، تا چه حد در فرموله کردن داروهای گیاهی و صنعت داروسازی گیاهی توانایی دارد؟

یک فارماکوگنوزیست به نظر من این توانایی را دارد ولی کارش فقط این نیست، بیشتر کارش تحقیق و تربیت داروسازانی است که این کار را بکنند. ببینید فارماکوگنوزی یک رشته ایرانی نیست و در همه جای دنیا این رشته وجود دارد. منتها ممکن است سرفصل ها و درس ها تا حدی فرق داشته باشد. مثلا در انگلستان واحد آموزشی وجود ندارد. در کشور ما هم سرفصل هایی که هست، قابل تغییر هست و می تواند بسته به نیاز کشور تغییر یابد. این دوره برای تربیت افرادی است که بتوانند در دانشگاه ها و پژوهشکده های داروسازی به امر تدریس و تحقیق در این زمینه بپردازند. علاوه بر این، فارغ التحصیلان این رشته توانایی دارند که در صنایع مربوط وارد شده و فعالیت کنند گرچه ممکن است افراد دیگری هم وارد شوند. مثلا برخی شرکت های دارویی از متخصصان داروسازی استفاده نمی کنند و آنها هم موفق هستند. یا بعضی شرکتها از متخصصین رشته های دیگر بسته به ضرورت و نیازشان استفاده می کنند و موفق هم هستند. الزاما اینطور نیست که شرکت های داروسازی گیاهی حتما باید فارماکوگنوزیست را استخدام کنند ولاغیر. خیلی از آنها داروساز عمومی دارند و یا از رشته های دیگر استفاده می کنند. بهر حال یکی از کارهایی که یک فارماکوگنوزیست می تواند انجام دهد، فرموله کردن داروهای گیاهی است ولی کارهای دیگر هم می تواند انجام دهد، مثل بررسی اثرات دارویی گیاهان. مهمترین کار فارماکوگنوزیست ها در ایران که جایگزینی هم ندارند، تعیین ساختار ترکیبات ناشناخته ی داروئی گیاهی و طبیعی با فنون طیف سنجی است.

اخیرا رشته ای به نام داروسازی سنتی ایجاد شده که اگرچه صنعت داروسازی سنتی هنوز در کشور پا نگرفته، اما بهرحال رشته اش ایجاد شده. لطفا نظر خودتان را راجع به تفاوت ها و شباهت های این رشته با فارماکوگنوزی اعلام بفرمایید.

راستش من نمی توانم نظر بدهم که در آینده موفق باشد یا خیر و آیا قرار است صنعت داروسازی سنتی در ایران پا بگیرد یا نه. اما نکته ای که هست این است که این رشته بسیار شبیه به فارماکوگنوزی هست و به نظر من در این رشته دقیقاً همان کار های فارماکوگنوزی را انجام می دهند! تا آنجا هم که می دانم، این رشته ابداع داخلی بوده و مشابهی در خارج از کشور ندارد. من شنیده ام که در وزارت بهداشت وقتی می خواستند این رشته را تصویب کنند، متوجه شدند که بسیاری از سرفصل ها و درس ها با فارماکوگنوزی همپوشانی دارد و اکراهی هم برای تأسیس این رشته وجود داشته ولی به هر صورت این رشته تأسیس شده و اگر قرار باشد در رشته داروسازی سنتی درباره ساخت داروهای سنتی کار بشود، مشکلی نیست. منتها امر تولید داروهای گیاهی بهرحال به رشته فارماکوگنوزی مرتبط می شود اما اگر رشته های دیگر هم می توانند کمک بکنند و نقش داشته باشند.

بعضی ها معتقدند که این صنعت داروسازی گیاهی که در کشور هست، یک کپی برداری از فیتوتراپی غرب است و شاید ارتباط چندانی با طب سنتی ایرانی نداشته باشد. وضعیت صنعت داروهای گیاهی ایران را در چه حد می بینید؟

به نظر من این عیبی ندارد. بهرحال الآن صنایعی که در زمینه داروهای گیاهی فعالیت می کنند بالاخره کار تولیدی دارند و فرآورده هایی را می سازند که از گیاهان دارویی تولید شده و نیاز بازار هم هست. خیلی از فرمول های آنها فرمول های موفق و خوبی است و در جامعه هم پذیرش دارد. اصراری نیست که ما در رشته فارماکوگنوزی مثل هزار سال قبل فرمولاسیون های سنتی بسازیم. در رشته داروسازی سنتی هم همچنین ادعایی ندارند و متخصصان آن در حال ساختن فرمول های جدید هسنتد. لذا قرار نیست که فرمول های سنتی قدیمی مثل کفلمه و ضماد و مرهم و … را بسازیم. به نظر من صنعت گیاهان دارویی هم در ایران صنعت ضعیفی نیست و کار خودش را انجام می دهد و روی پای خودش ایستاده. حالا ممکن است نقاط ضعفی هم وجود داشته باشد که مسئولین اجرایی کشور و مسئولین کارخانه ها و صنایع تلاششان را برای رفع این مشکلات بکنند. به هر صورت صنعت گیاهان دارویی در ایران هم مثل دنیا پیشرفت می کند اما در کنار آن داروسازی نوین هم در حال پیشرفت هست. مثلا ما الآن با صنعت نانوداروسازی و بیوتکنولوژی داروئی مواجه هستیم که در حال پیشرفت در دنیا و ایران است و هیچکس منتظر نمی ماند تا دیگری از او سبقت بگیرد. یا آنتی بیوتیک های جدید و داروهای شیمیایی موثر که دائما در حال ورود به بازار هستند. بهرحال هدف این نیست که همه اینها حذف شوند و گیاهی ها بمانند، بلکه هدف این است که بیماری های مردم با یک روش ارزان، آسان، ایمن، موثر، و مناسب درمان شود حالا منبعش چه گیاهی، چه میکروبی، چه بیوتکنولوژی و چه شیمیایی باشد فرقی ندارد.

چندسالی است که بحث گیاهان دارویی و طب سنتی در کشور بسیار داغ شده و این شاید باعث شده که هر کسی با هر تخصصی به خودش اجازه بدهد وارد این حوزه شود و درباره مسائل درمانی، دارویی و … ابراز نظر کند. به نظر شما چه راهکاری برای حل این معضل و جلوگیری از آسیب هایی که ممکن است در آینده ایجاد کند وجود دارد؟

طبق قانون سلامت و بهداشت و قانون تشکیل وزارت بهداشت امر تشخیص بیماری با پزشک هست و پزشک است که می تواند دارو تجویز کند. دارو بایستی توسط داروخانه ها در اختیار بیماران قرار بگیرد. افراد غیرمرتبط که مجوز سازمان نظام پزشکی را ندارند به هیچ عنوان حق دخالت در امور پزشکی را ندارند و این قانون رسمی کشور است. حتی برخی پزشکان هستند که عضو نظام پزشکی نیستند و آنها هم حق معاینه و تجویز ندارند تا وقتی عضو نظام پزشکی شوند. مثل برخی پزشکانی که تازه از خارج کشور وارد شده اند و …دخالت افراد غیرمرتبط می تواند باعث ضررهای جبران ناپذیری به سلامت افراد شود و این قوانین هم به همین دلیل وضع شده اند. ساخت و عرضه ی دارو هم باید توسط داروساز صورت بگیرد. شاید یکی از راهکارهایش آن باشد که مدیران ارشد و مسئولین به علم، تحقیق، محقق و استاد بیشتر توجه و عنایت کنند و بیشتر احترام بگذارند!

در این زمینه برخورد وزارت بهداشت می تواند کارساز باشد یا فرهنگ سازی برای مردم یا راه حلی دیگری وجود دارد؟

به نظر من وزارت بهداشت تاکنون برخورد آنچنانی با این موضوع نداشته است. همین الآن هم وزارت بهداشت برخوردی نمی کند مگر اینکه کسی شکایت کند. اما فرهنگ سازی و رعایت اخلاق در جامعه امر مهمی است. جدی بودن در کارها و بی خیال نبودن در زمینه رعایت قوانین باید در جامعه نهادینه شود و اگر وضع طوری باشد که همه چیز مرتب و منظم باشد، نیازی به دخالت افراد غیرمتخصص نیست. یعنی اگر مردم رعایت بهداشت را به خوبی انجام بدهند و دولت هم به رعایت بهداشت و سلامت جامعه کمک کند تا آب سالم، هوای سالم، غذای سالم، امکان ورزش، امکان بهداشت روانی و … در جامعه به خوبی وجود داشته باشد تا مردم کمتر بیمار شوند و حسب ضرورت به پزشک مراجعه کنند و پزشک هم تحصیلکرده، با علاقه مندی بتواند بیماری را به خوبی کنترل کند و داروهای مناسب و سالم با یک سازمان بیمه قوی در کشور وجود داشته باشد، شاید کسی نیاز نداشته باشد که در سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای و …دنبال درمان بیماری خود باشند، این مشکلات خودبخود حل خواهد شد. به نظر من مردم باید به پزشکان، تحصیل کردگان، خبرگان، و هموطنان خود که در دسترسند، بیشتر اعتماد کنند تا به آنها که خارج از ایرانند و در دسترس نیستند.

یک موضوعی که یکی دو سال قبل مطرح شده و الآن دوباره فراموش شده، تأسیس داروخانه های گیاهی است. به نظر شما تأسیس داروخانه های گیاهی ضرورت دارد یا خیر؟

من نمی دانم که چه دلایلی برای تأسیس داروخانه های گیاهی وجود دارد. علی الظاهر اینطور هست که مایل هستند که عطاری ها را کنترل و نظام مند کنند و به آنها آموزش بدهند تا به صورت تحصیلکرده وارد کار بشوند. من فکر می کنم که این مسأله شاید در اجرا مقداری با مشکل مواجه شود چرا که بهرحال افرادی در عطاری ها هستند که دوره دیده اند و تجربیات قدیمی هم دارند لذا آموزش دادن اینها مقداری سخت هست.

یک نکته دیگر هم این است که این آموزش قرار است در کجا داده شود؟ مثلا دانشگاهی، دانشکده ای جایی هست که اینها را آموزش بدهد. در ضمن قرار است چه چیزی در این فروشگاه ها فروخته شود. اگر قرار است که داروهای گیاهی فروخته شود که تعداد داروهای گیاهی زیادی نداریم. مثلا ما الآن هزار و اندی داروی شیمیایی داریم که در داروخانه های معمولی، علاوه بر آنها داروهای گیاهی، فرارده های آرایشی، بهداشتی و اقلام دیگری در کنار آنها به فروش می رسد. اما در داروخانه های گیاهی معلوم نیست که قرار است چه چیزی به فروش برسد. آیا داروهای گیاهی یا گیاهان دارویی یا چیز دیگری به فروش می رسد؟ اینها باید به طور دقیق مشخص شود. چرا که طبق تعریف اداره داروهای گیاهی، عرضه دارو باید توسط داروساز در داروخانه انجام شود. لذا داروخانه گیاهی ممکن است تداخلی با این امر داشته باشد و ایجاد چالش کند. به این دلیل باز هم تأکید می کنم که بهبود وضع بهداشت و سلامت مردم باید در دستور کار باشد تا این نارسایی های جانبی هم از عرصه سلامت حذف شود.

آیا داروهای گیاهی ایرانی قابلیت عرضه در دنیا البته نه در محدوده کشورهای اطراف خودمان- را دارد یا خیر؟

بله دارد و مواردی هم انجام شده است، با این حال به تدریج بایستی این کار صورت بگیرد و توسعه یابد. اما این مسأله شامل مراحل مختلفی از بازاریابی، تجارت، صادرات، مسائل حقوقی مثل ثبت Patent، مراودات سیاسی، بهبود و مکانیزاسیون کشت گیاهان دارویی به منظور بالا بردن صرفه اقتصادی و … است. مثلا بنده شنیده ام که برخی گونه های گیاهان دارویی که در صنایع داروسازی ما استفاده می شود از خارج وارد می شود و صرفه اقتصادی ندارد که داخل کشور کشت و کار بشود. این مسائل همگی باید حل بشود تا بتوان در بازار جهانی حرفی برای گفتن داشت. البته باید به این موضوع هم توجه داشته باشیم که کشورهای دیگر و رقبای ما هم بیکار ننشسته اند و آنها هم در حال فعالیت هستند تا بتوانند در بازار رقابتی دنیا جایگاه خود را ارتقا ببخشند. لذا اینطور نیست که ما فقط بگوییم که با یک برنامه میان مدت یا دراز مدت می توان بازار جهانی را تسخیر کرد چرا که رقبا بخش مهمی از این مسأله را تشکیل می دهند که باید مسئولین امر به آنها هم توجه داشته باشند.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، اگر صحیت نهایی دارید بفرمایید.

نکته ای که باید در پایان عرض کنم این است که اگرچه در سال های اخیر کشور ما از نظر تعداد مقاله و آمار علمی رشد خوبی داشته، اما باید به جنبه کاربردی بودن و با کیفیت بودن پژوهش ها هم توجه کرد. رهبر انقلاب در سخنرانی های خود استراتژی خوب و مناسبی دارند که به مردم امید می دهند، اما همانطور که اخیراً هم خود ایشان اشاره کردند، باید به کاربردی بودن و با کیفیت بودن این پژوهش ها هم توجه شود و تنها افزایش تعداد مقاله مد نظر قرار نگیرد.

همچنین ستاد توسعه گیاهان دارویی و طب سنتی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهور هم می بایست از انجمن هایی مثل انجمن متخصصین فارماکوگنوزی ایران را به مشورت بگیرد و دعوت کند تا بتوانند با کمک یکدیگر استراتژی های عرصه گیاهان دارویی را با دید صحیح و باز تدوین نماید.

به نظرم مشکلاتی که در زمینه ی گیاهان داروئی وجود دارد با دو مورد پژوهش و صادرات حل می شود، پژوهش هم فقط منظور مقاله نیست، حضور علمی سنگین و دقیق در عرصه های مختلف علمی دنیاست، مثلاً امکان شرکت دانشجویان در همایش های بین المللی، شرکت در پروژه های بین المللی، امکان دعوت از متخصصین خارج در پروژه های علمی داخل و …